8 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 6:34
روزا چقد الکی الکی دارن میرن... دلم یه روز شاد میخواد... یه روز قشنگ... یه روز ک بدون بغض بخندم...هه
180 - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 7:56
دنیارو هر روز أ رو ابرا میبینم:| جوری زندگی میکنم انگار فردا میمیرم:|
177 - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 20:46
چرا؟؟؟؟؟ xa0
178 - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 20:46
انقد لاغر شدم ک مادربزرگم فک کرده معتاد شدم:|
176 - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:53
دلم گرفته.... :( لطفن باش:( xa0
175 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 19:15
برا اولین بار برا امام حسین اشک ریختم گلستان شهدا خیلی بهم چسبید.... نذر کردم دانشکده هنر قبول شم بیا و نوشته های روی سنگ مزار شهدارو رنگ کنم:)
173 - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 11:53
خره بهم ثابت شدی ک... :)
162 - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 1:06
مدیر:بیا اینجا من:من؟!؟؟؟؟؟؟؟ -آره خودت میرم جلو... میگه سر صف خیییلیییی اذیت میکردی +من؟؟؟؟ -آره با اون دوستت ایوبیxa0 +خب همههه بودن فقط من و اون نبودیم -خب ب هرحال گفته باشم اینطوری پیش بره میگم ولیت بیاد (حالا خوبه اصن اسمم رو هم نمیدونس) +خب...چشم -موهات چرا اینجوریه چرا آشفته س دستامو پشت سرم ...
163 - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 1:06
امسال مدرسه گند زد با این برنامه ش ورزش ب جهنم کلاس زبان و آرایه و...نداریمxa0 تا ساعت یک کلاسه هرروز بعد پنج شنبه ها میایم و فقط کلاس عربی و فلسفه داریم نمیدونم آخه عربی و فلسفه چن ساعت بخونیممممم لعنتیاااا شبیه فلسفه شدم من یکی همین هفته ی اول بعد تکلیف آرایه و زبانمون چی میشه=-Oxa0 اصن حالیشون نی...
160 - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 10:00
اولین باره ک مطمئنم امسال وقتی میرم مدرسه دوستام سرجاشونن ولی دوس داشتم کسی تو مدرسه دورم نباشه دوس داشتم زنگای تفریح تنها باشم دوس داشتم وقتمو تو کتابخونه بگذرونم...تنهاااای تنها منوکتاباااا راستی مدرسم جاش عوض شده.... قراره برم مدرسه ای ک دوران راهنمایی روگذروندم توش از اونجا متنفرم... اونجا روزای...
159 - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 21:17
الان درگیر قفس آهنینم:| همون ک تو جامعه شناسی خوندیم:[ پ.ن: از یه جایی ب بعد وقتی حالتومیپرسن این شکلی جواب میدی: -خوبی؟ +نمیدونم:| دیگه حتی نمیدونم حالم خوبه یا ن...it's amazing
158 - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 5:14
خودت میخوای نتو بندازی دور بعد مامان باباها انقد غر میزنن ک لج میکنی و دلت میخواد بازم از صب تا شب بشینی پای نت اه آااااااره چتونه شما مامان باباهااااا... فقط منو مهرداد باید گوشی و نتو کنار بذاریم؟ اون سحر و ملیکا اصن مششششششکلی ندارن ما بدیم اونا خوب باش باش باش بلخره اتفاق نیفتم همرو از دست میدم ...
152 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 5:39
یهو دلم خواست مث ساده برم نه بابا... من اینجا ننویسم کجا بنویسم:-xa0 هستم در خدمتتونxa0 چندین ساله نتونستم از بلاگفا دل بکنم:) دوستون دارم
155 - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 14:26
خاهرم اول شماره ی خونشون رو خواست.... احمد داد بعد خاهرم بهونه هاش شروع شد احمد گفت شرایطم خوبه....ولی هرچی گفت قبول نکرد....ازش متنفرم از خواهرم متنفرم بعدم بهش گفت اگه رویارو ول نکنی بد میبینی و اگه بابام بفهمه همین امشب رویارو میکشه بهش گفتم باشه برو عزیزم.... خیلی سخت بود جدایی از هم دیگه الانم ...
156 - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 14:26
میخوام بشم بدترین دختر دنیا.... هه... تموم شد دیگه تمووووم شد همه چی تموم شد زندگیم شده مث این سریالا همه نشستن نگا میکنن تهش چی بشه من بعد قرآن تعطیل نماز تعطیل احترام ب بزرگتر تعطیل سلام کردن تعطیل انسانیت تعطیل دین تعطیل... بعد اون همه چی تعطیل...زندگی تعطیل.... عشق تعطیل....حق ندارین دلتون برام ...
151 - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 23:01
گفتم بلاکم کن لطفن نمیتونم بهت فک نکنم نمیتوووونم تروخدا بلاکم کن گفت:نمیتونم گفتم د آخه چراااااااا لعنتی گفت چقد زود لعنتی شدم گفتم یه چیزی بگو ازت متنفر شم و بلاک کن گفت نمیتونم من دوست دارم گفتم نمردیمو معنی دوس داشتنم فهمیدیم گفت واقعن که گفتم تو تکلیفت با دل خودت معلوم نی پسر! گفت بخداااا سخته ...
141 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:18
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد اثر پائولو کوئیلو شروع کردم بخونمش فک کنم پائولو کمکم کنه.... قطعن همینطوره پائولو همیشه آرومم میکنه بهترینه... البته حضرت حافظ هم کم بهم مشاوره نداده...ممنونتم حافظ جان و همینطور پائولو جان بهترین دوستایی ک تاحالا داشتمو بهتون معرفی میکنم:حافظ...پائولو...لمونی چقد باهاشون...
142 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:18
امروز برام روز بدی نیس... حس خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوبی دارممممم خداروشکر گذشته دیگه تموم تموم تموم شد... دیگه نمیخوام چیزی درباره ی حتی دیروزم بشنوم.... من الان یه آدم جدیدم...تازه متولد شدمممم...الان 1 روزمه..... دیگه تا حد امکان هیچکودوم از اشتباهات گذشته رو تکرار نمیکنم.... با قدرت میرم ...
144 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:17
1-امرو یه چیز درجه 1 خلق کردم..یه کاراکتر جذاب.... 2-ب جا 4صفحه واژگان 6 صفحه خوندم...ب افتخااااااااااااارم 3-عوضش دیگه حاااااااااااااال تست زدن و عربی رو نداشتم.... 4-عااااااااااااااااااااااااااوشق دوتا بادمجون شدم...یکیشون خیلی خپله....یکیشون خیلی لاغر و قد بلند.... ولی مامان گفته اینبار نمیذارم ح...
146 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:16
یهو همه چی باهم قاطی پاتی شد...خخخ کل دنیارو بگردین آدم بی برنامه تر از من پیدا نمیکنین.... وآدم جوگیر تر از من اصن وجوووووووووود نداره والااااااااااااااااااااا.... دارم زبان کره ای یاد میگیرم... همین...خخخخ پ.ن:اهنگ جدیدم ک اصن ولش...جووووووووووووووووووون xa0 پ.ن2:دوست عزیزم ی سایت خارجی ک براxa0 چ...

برچسب‌های مرتبط

1800 flowers | 1800 tequila | 180 days from today | 180 cm in feet and inches | 1800 election | 180 pounds in kg | 1776 musical | 1776 united | 17720 wikileaks | 1776 book