147
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:16
حدس بزنین یکی از کارایی ک منو حسابی ب خودش مشغول میکنه چیه؟؟؟ . . . حالا نمیخواد خیلی ب خودتون و مغز گرامیتون فشار وارد کنید...خودم میگم... 1-میرم بیرون 2-میرم یه فروشگاه لوازم تحریری چیزی... 3-میرم یه دفترچه میخرم 4-بر میگردم خونه 5-میشینم و ساعتها...یا روزهاااااا...یا هفته هااااااا یا ماه ها و دید...
149
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:16
خاطرات یه زمانو پاک کردم از تو وب کاش از ذهنمم میشد پاکشون کنم عشقم رفت داره ازدواج میکنه...میگه مجبوره میگه خانوادش مجبورش کردن.... دیشب بدترین لحظه های زندگیمو گذروندم هنوزم حالم بده دیشب خودکشی کردم....منو شادی خودکشی کردیم من زندم ولی شادیو نمیدونم خودشو از پشت بوم پرت کرده پایین اگه جلوشو نگرفت...
174
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:29
بابا:بریم پیش یه xa0روانپزشک؟ من:آره ولی بااااهم میریم...من تو مامان مهرداد ملیکا...سحر فقط سالمه بابا:آره هممون مشکل داریم...ولی تو برو خوب بود ماهم میریم من:خخخخ باشه کی بریم...من آمادم بابا:هروقت بخوای من:ولی قبل از باز شدن مدرسه هاااا.... بابا:آره آرهxa0 من:خخخ بابا:«:)»شاید منم اگه زودتر میرفتم...
163
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:18
اوممم...حس میکنم خیلی عوض شدم بر و بکس دلم برا یه ماه پیشم تنگ شده چیشد ک اینجوری شد؟ شما چی؟شما این رویا رو میشناسید؟ اومممم راستش...راستش من خودمو ب جا نمیارم میدونید چیه حس میکنم دختر شدم...درسته من از وقتی متولد شدم دختر بودم...ولی فقط ظاهرن البته هنوزم زیر پستای فوتبالیستا وقتی سی ام میدم خیلیا...
164
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:18
قسم خدارو میخوری ک قهر میکنی باهام بعدم قهر میکنی و دیگه جواب نمیدی اونوقت خدا خوشش میاد ک قهر کنی؟ هووووووف.... من دیگه حرفی ندارم
166
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:18
امشب باز سر یه چیز مسخره بحث میکنیم جفتمون لجبازیم راستش از حرفش خیلی ناراحت میشم بغض گلومو میگیره یه جورایی تصمیم میگیرم قهر کنم هخخخ... معذرت خواهی میکنه...میگه غلط کردم....من جواب خاصی بهش نمیدم تهش خودمم ب این نتیجه میزسم ک عمرن بتونم باهاش قهر کنم فقط دلم گرفته میگم عزیزم بخشیدم مگه میتونم نبخش...
167
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
دارم دندون عقل در میارممم...وای ک چقد عذاب آوره چ دررردی داشت نمیفهمم فایدش چیه اصن هووووف.... و اینبار عاشقتر شدم...عاشق صدایش هم شدم:!
168
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
نمیدونی چ مرگته عصبی ای دوتامسکن خوردی ک سردردت آروم شه ولی نشده تصمیم میگیری نقاشیو برا همیشه کنار بذاری حالت از هرچی نقاشیو مدادرنگی و کوفته بهم میخوره دلت میخواد بزنی زیر گریه صدای خودکار داداشت میاد...تند تند خودکارو میکشه رو کاغذ و شاهکار خلق میکنه اونم جلوی چشم تو اگه الان حالم خوب میبود نگاه ...
169
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
دیشب بدترین و بهترین لحظه های زندگیمو تجربه کردم بله حدود ساعت ۷:۳۰ تا حدودن ساعت۹ فک کنم بدترین لحظه های زندگیم بود یه دیووووونه ی واقعی شده بودم و تو اون تایم داشتم شیطان پرست میشدم و نزدیک بود تصمیم غلطی بگیرم و کار خودمو زندگیمو تموم کنم ولی یه امتحان مسخره بود فک کنم شب غزلم خراب کردم و زهرا غز...
170
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
خبببببببببببببببب بروبکس با آهنگ وب حال کنید الان هرکی تو وبه داره عربی میرقصه گفتم شاد کنیم یکم وبو خخخخخ دیجی حنظل گذاشتیم....خیلی باحاله خخخخ ب هرحال امیدوارم روز خوبی باشه برامممممممم ولی یه حسی بهم میگه ی دعوای کوچیک رو پیش رو دارم خخخخ حالا اینارو وللللللللللش قالب چطورررره؟؟؟خخخخ عاشقشممممممم...
171
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
هیچی بدتر از دوتا جوش کنار هم توی صورتت نیس:'(xa0 وااااایییییی=-Oxa0 آهان تازه بخاطر خنده هامم دعوام کرد من ناراحت هم بشم میخندم تو اوج گریه هم میخندم بعد میگه تو حرف نمیزنی فقط میخندی میگم گریه کنمخوبه؟ میگه نیس اصلن گریه نمیکنی؟ خخخ آخه چی کار کنم تازه میگه تو بلد نیسی بحرفی خخخ اینم فهمید من بلد ...
172
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:17
گوشه ی حیاط نشسته بودم گربه ی کوچولوی لاغر سفید رنگ بیریختی اومد تو حیاط من:گوچی گوچی....گوگولی...شومبوس گومبولی...اکورپکوریییی...پیشولییی....پیشی پیشی ووووی گربه نگاهم کرد...و کلن من دلم نمیاد حیووونارو اذیت کنم و اونام ازم نمیترسن و حساب نمیبرن منم ک داشتم قربون صدقش میرفتم خخخخ بعد یهو دیدم داره ...