
دیشب بدترین و بهترین لحظه های زندگیمو تجربه کردم بله حدود ساعت ۷:۳۰ تا حدودن ساعت۹ فک کنم بدترین لحظه های زندگیم بود یه دیووووونه ی واقعی شده بودم و تو اون تایم داشتم شیطان پرست میشدم و نزدیک بود تصمیم غلطی بگیرم و کار خودمو زندگیمو تموم کنم ولی یه امتحان مسخره بود فک کنم شب غزلم خراب کردم و زهرا غزل کنارم بود اگه نبود ممکن بود یه کاری دست خودم بدم مرسی ک بودی عزیزم ولی بعدش ب یکی از شیرین ترین شبای عمرم تبدیل شد هووووف ب خیر گذشت خلاصه فقط زهرا کلی فحش داد بهم فحش هااا خخخ...
ادامه مطلب